مطالب اسناد بالادستی ایران

رشته فلسفه

  • هر کسی که این درس را می خواند به نوعی فیلسوف است. تقریبا فیلسوف هستیم، برای این که هر کدام مان ارزش هایی داریم که براساس آن ها زندگی می کنیم. بیشتر ما دوست داریم تصویری کلی از جهان داشته باشیم. اکثر ما، حتی اگر به این قضیه فکر نکرده باشیم، برای سؤال های فلسفی جوابی از خودمان داریم. به این ترتیب٬ فلسفه موضوعی غیرقابل اجتناب است. بسیاری از ما به مسائل فلسفی فکر می کنیم بدون آن که به آن آگاه باشیم. بنابراین فلسفه به همه ما نزدیک است. رابطه ما با فلسفه مثل آن است که همه ما در درون آب ایستاده باشیم. خب اگر در آب ایستاده ایم٬ پس چرا شنا نکنیم؟ تعاریف فلسفه راحت ترین جواب به سؤال فلسفه چیست شاید این باشد که فلسفه آن کاری است که فلاسفه می کنند. بعد هم شما را ارجاع دهیم به کارهای تسیچ هفسلف 8 فلاسفه مشهوری چون ارسطو، کانت، دکارت٬ هگل٬ ابن سینا و ملاصدرا. خب این جواب برای کسی که حتی یک پاراگراف هم از نوشته های این فلاسفه را نتواند بفهمد به کاری نمی آید. فلسفه تفکر انتقادی درباره هر آن چیزی است که به آن اهمیت می دهید. انتقاد کردن و تفکر درباره هر چیزی که اکثر افراد آن را بدیهی فرض می کنند.
    فلسفه پرسیدن سؤال است.
    فلسفه تفکر روشن و شفاف درباره بنیادی ترین مفاهیم است.
    جست و جو برای یک جهان بینی سازگار و موجه است.
    وقتی دو مفهوم در عقل سلیم به دو جهت مختلف و متضاد می روند، فلسفه آغاز می شود.
    فلسفه یک جور فعالیت است، روش فکر کردن به مجموعه ای مشخص از سؤالات.
    برجسته ترین ویژگی فلسفه هم این است که همه چیز در آن منطقی استدلال می شود. ً با استدلال ها سر و کار دارند: یا خودشان برای حمایت از فلاسفه معمولا دیدگاه هایشان استدلال هایی را ارائه می کنند یا استدلال های دیگران را نقد می کنند. فلسفه موضوع عجیبی است٬ به این معنا که حتی حرفه ای های این حوزه هم بر سر این که فلسفه چیست توافق ندارند. موضوع فلسفه فلسفه، فرآیند تفکر به عمیق ترین مفاهیمی است که ساختار اندیشه هستند و روش فکر کردن ما را درباره جهان شکل می دهند. این مفاهیم چیزهایی شبیه عقل/خرد، علیت، ماده، فضا، زمان، ذهن، شعور، اختیار و تمام این واژه های بزرگ است که موضوعات فلسفه را می سازند. فلسفه روش فکر کردن به این موضوعات بزرگ است. فلسفه برای همه 9 ً مشتی واقعیت نیست که به کوه اطلاعات ما بیفزاید یا فلسفه خوب صرفا دستورالعملی که به فهرست بایدها و نبایدهای ما اضافه شود.
    فلسفه خوب شامل تصویری از جهان و مجموعه ای از ارزش ها است که تخیل ما را گسترش می دهد.
    از این جهت غیرعادی و عجیب است که باورهای عادی و روزمره ما را به چالش می کشد. فلاسفه همچنین مفاهیم را تحلیل، بررسی و شفاف سازی می کنند. برای مثال٬ بسیاری از ما با این باور زندگی می کنیم که کشتن بد است. اما هیچ وقت این باور بنیادی را زیر سؤال نمی بریم یا به دنبال توجیه آن نیستیم که چرا کشتن بد است؟ کار فلسفه این است که به این نوع سؤال ها جواب دهد. به سوالاتی مثل ً منظور ما از کار بد و نادرست چیست؟ این که اصلا سقراط٬ معروف ترین فیلسوف کلاسیک٬ افتخار نمی کرده به این که دانش اش چه قدر است، او به این افتخار می کرد که تنها کسی است که می داند چه قدر کم می داند. نقطه قوت سقراط در این بود که به کسانی که فکر می کردند بسیار می دانند نشان دهد چه قدر کم می دانند. سقراط عقیده داشت که وقتی پای سؤالات بزرگ به میان می آید همه ما مبتدی هستیم. اما اگر با فروتنی بپذیرید که چه قدر کم می دانید، آن وقت می توانیم شروع به آموختن کنیم.
    ما این جا قرار نیست تاریخ فلسفه را بازگو کنیم. ما این جا روش تفکر فلسفی را از راه موضوعاتی که فلسفه به آن پرداخته است بررسی خواهیم کرد. تاریخ فلسفه موضوع جذابی است که می توان در مبحث دیگری به سراغ آن رفت. اما اگر بدانیم که روش تفکر فلسفی چیست٬ شاید بتوانیم راحت تر و با استقلال فکری به سراغ این متن ها و نوشته های تاریخی برویم. هدف آشنا شدن با ابزاری است که فلاسفه با آن به سؤالات فلسفی فکر می کنند و البته برای این سؤال ها لازم نیست فیلسوف بزرگی باشیم. بسیاری از آدم ها، بدون این که حتی یک بار کتاب فلسفه ای را باز کرده باشند٬ به این سؤال ها فکر می کنند. البته مطالعه جدی فلسفه ترکیبی است از یک بحث تاریخی و موضوع محور. اگر ما با اشتباهاتی که فلاسفه مرتکب شده اند آشنا نشویم یا استدلال های آن ها را ندانیم، نمی توانیم امیدی به فهمیدن فلسفه داشته باشیم. و بر این اساس اشتباهات را تکرار می کنیم. اما خب در یک دوره مقدماتی مثل این دوره نمی توان به همه موضوعات پرداخت. ً در بحث موضوعات و سؤالات مهم به بعضی فلاسفه شما را ارجاع ما حتما می دهیم، اما باقی را به خودتان واگذار می کنیم تا از طریق منابع اضافه که در انتهای این دوره به شما معرفی می کنیم خودتان سراغ فلاسفه بروید. روشهای فلسفه اما فلسفه را چگونه می توان آموخت؟ بهتر آن است که بپرسیم، چه گونه می توان مهارت های فکر کردن را به دست آورد؟ تفکر لازمه درگیر شدن با ساختارهای مقدماتی، فکر است٬ اما خوب انجام دادن این کار به سادگی جمع آوری دانش نیست٬ بیشتر شبیه یاد گرفتن نواختن یک ساز است.
    یعنی مهم بیشتر دانستن درباره چگونه نواختن ساز است تا یاد گرفتن تئوری های موسیقی. دانشجویانی که به کلاس های فلسفه می روند این امید را دارند که چشم ً با استادی مواجه می شوند اندازی درباره معنای کلی آن پیدا کنند. اما معمولا که درباره معنای «معنا» درس می دهد. او می گوید٬ اول از هر چیز، قبل از این که به هر سؤال کوچک یا بزرگ جواب بدهیم، نیاز داریم که بدانیم خود هر سؤال چه چیزی را مشخص می کند. فلسفه برای همه 11 این روش فلسفه است. سؤال سؤال می آورد و آن سؤال، سؤال های دیگری ً با را پیش می کشد. ممکن است با سؤال های ابتدایی شروع کنیم٬ مثلا سؤال هایی درباره معنای همه چیز و این که آیا خدا وجود دارد یا این که چگونه می توانم با خودم صادق باشم یا اینکه آیا من به درد این کلاس می خورم؟ اما خیلی زود می فهمیم که برای پاسخ به سؤال های اولیه مان باید سؤال های دیگری بپرسیم و اول جواب آنها را پیدا کنیم.
    این فرآیندی است که از طریق شاخه های مختلف فلسفه پدید می آیند٬ شاخه هایی که هر کدام به دنبال یافتن پاسخ برای سؤال بزرگی هستند که آنها را ساخته است. ً برای منظورهایشان قانع کنند. ما آماده آدم ها می توانند دیگران را تقریبا هستیم که باور کنیم روش ما، باورهای ما و سیاست ما از دیگران بهتر است. در نهایت، این ایده ها هستند که مردم، یکدیگر را به خاطرشان می کشند. اگر در رد و تأیید این ایده ها تفکر انتقادی در میان نباشد، ما به راحتی تبدیل به هیولا می شویم. با همین استدلالم یتوان گفت که تفکر فلسفی خطرناک است. همان طور که بارها در طول تاریخ گفته اند و هنوز هم می گویند. بسیاری از افراد از فلسفه ورزی می ترسند و از آن وحشت دارند و با آن احساس راحتی نمی کنند. مردم علاقه دارند به همان شیوه خود فکر کنند و خود را نگران ساختار باورهای خود نکنند. اندیشیدن راه را برای انتقاد هم باز می کند و مهم ترین دلیل ترس از فلسفه همین انتقاد است. فایده فلسفه اما خب همه این ها که چی؟ اندیشیدن که هیچ وقت کار جهان را راه نینداخته است. اندیشیدن به پختن نان یا پرواز هواپیما کمکی نمی کند.
    چرا سؤال های این چنینی را کنار نگذاریم و به کارهای مهم تر نپردازیم؟ البته این سؤال انحرافی است. درست است که اندیشیدن نانی نمی پزد، حتی به معماری و هنر و تاریخ هم کمکی نمی کند٬ اما دلیلش آن است که ما می خواهیم خودمان را بفهمیم. اندیشیدن مهم است٬ چون با عمل ادامه می یابد. چگونگی اندیشیدن به ً انجاماش می دهیم یا نه کاری که می کنیم بر خود آن عمل و این که آیا اصلا تأثیر می گذارد. اندیشیدن می تواند به تحقیق ما جهت دهد یا رویکرد ما را نسبت به مردم عوض کند و در حقیقت همه زندگی ما را تحت تأثیر قرار دهد. مطالعه فلسفه نه تنها به ما کمک می کند که به طور روشن به پیش ً چه باورهایی داوری هایمان فکر کنیم، بلکه کمک می کند که بفهمیم دقیقا داریم.مطالعه فلسفه همچنین توانایی و قدرت ما را در ارائه استدلال های درست درباره طیف وسیعی از موضوعات، بالا می برد. مردم اغلب گمان می کنند اگر فلسفه بخوانند٬ دلایلی در سخنان فیلسوفان خواهند یافت که برایشان آشکار خواهد کرد واقعیت به راستی چگونه است یا این که چرا جهان هستی وجود دارد یا این که ناگهان به معنی زندگی شان پی خواهند برد.
    البته ممکن است این اتفاق بیفتد٬ اما نکته اصلی این نیست. نکته اصلی پی بردن به چگونگی تفکر درباره این مسائل و مسائل مهم دیگر است. وقتی خودتان بتوانید مستقل بیندیشید٬ آن وقت می توانید جواب خودتان را برای هر کدام از سؤال های فلسفی داشته باشید. جواب هایی که با خواندن آرای فلاسفه بزرگ شکل گرفته اند، اما مهم آن است که خودتان روی پای خود ایستاده اید و نحوه درست استدلال را فرا گرفته اید. آن وقت اگر کسی تفکر شما را زیر سؤال ببرد٬ می دانید چه استدلالی از موضع شما حمایت می کند و حاضر به پذیرش ضعف ها و مشکلات موضع خود نیز هستید.
    فلسفه برای همه 13 البته ممکن است هم چنان درباره مسائل ژرفی که به زندگی و جهان هستی مربوط می شوند نامطمئن باقی بمانید، اما بیش از پیش مطمئن خواهید شد که می توانید به روشنی بیندیشید، به نحوی متقاعد کننده دلیل بیاورید و به استدلال نادرست اشخاص دیگر به خوبی پی ببرید. در این دوره چه خواهید آموخت؟ این دوره قرار است مقدمه ای بر فلسفه باشد، اما حتی نمی توان این کار را به خوبی انجام داد برای این که باید هزاران صفحه در مقدمه فلسفه نوشت. این کار مثل آن است که بخواهیم به شما اصفهان را نشان دهیم. خب چند بنای تاریخی و چند محله دیدنی را می توانیم نشانتان دهیم. اما بعد باید نقشه شهر را در اختیارتان بگذاریم تا خودتان مسیر را ادامه دهید. ً ناشناخته نیست، شما به یاد داشته باشید که سرزمین فلسفه کاملا خودتان بخش هایی از آن را می شناسید. همان طور که گفتیم هر کدام از ما یک فیلسوف هستیم. هوش و ذکاوت معمول هر کس مجوزی است برای گردش در این سرزمین. شما نیاز ندارید که آموزش ببینید و گواهی نامه ای برای فکر کردن بگیرید. شما همین حالا هم می توانید فکر کنید. پس نترسید و شروع کنید. همان طور که این مطلب را می خوانید، سؤال بپرسید و نتیجه بگیرید. فقط همیشه حواستان باشد هر کاری که می کنید، به دام این ایده کاهلانه و خطرناک نیفتید که «هرکس حق دارد نظر خودش را داشته باشد». بله٬ همه حق نظر داشتن و ابراز آن را دارند، اما به دست آوردن این حق چندان آسان نیست.
    این گفته جرج بارکلی، فیلسوف ایرلندی٬ را همیشه به خاطر داشته باشید: «افراد کمی فکر میکنند، اما همه نظر دارند.» همان طور که گفتیم فلسفه یک جور فعالیت است. پس این درس ها را نباید منفعلانه بخوانید. باید بتوانید روش تفکر را در استدلال های زندگی روزمره خود به کار ببرید و تمرین کنید. حتی باید همین درس ها را هم با رویکرد انتقادی بخوانید. این درس برای تحریک تفکر شما نوشته شده، نه برای خاموش کردن آن. فلسفه مثل تماشای فوتبال نیست که بدون فوتبال بازی کردن بتوانید ً تماشاچی آن باشید. برای خواندن فلسفه باید فلسفه بورزید.
    باید وارد صرفا مناظره و بحث شوید٬ به جای آن که از بیرون فقط تماشاچی باشید. خواندن ً بخوانید فلسفه باید همراه تفکر و خوانش انتقادی باشد، بیش از آن که صرفا و جلو بروید. مطالعه فلسفه هیچ لطفی ندارد٬ مگر آن که خود شما آمادگی اندیشیدن مستقلانه را داشته باشید. نظریه های فلسفی درباره موضوعات فلسفی را در صورتی درک خواهید کرد که خودتان با آن پرسش ها کلنجار رفته باشید.
    معنی سخنان فیلسوفان بزرگ را نخواهید فهمید٬ مگر آن که خودتان به آن موضوعات اندیشیده باشید. شاید شما مایل به اندیشیدن واقعی نباشید و نخواهید به این نکته پی ببرید که برخی از عمیق ترین باورهایتان جای تردید دارند. شاید نخواهید لابه لای پرسش هایی سردرگم شوید که پاسخی برای آنها به شما داده نشده است. شاید دوست ندارید تن به این خطر دهید و در نهایت هم احساس ً می دانستید حالا می دانید. اگر این جور است٬ پس کنید کمتر از آن چه قبلا فلسفه نخوانید. فلسفه باید کمکتان کند که مستقل بیندیشید. باید کمکتان کند که بتوانید تفاوت میان درست اندیشیدن و نادرست اندیشیدن را دریابید. هدف راه بردن به حقیقت است تا پیروز شدن در بحث یا تحت تأثیر قرار دادن مردم. با خواندن درست فلسفه در پایان روشن اندیش تر، دقیق تر و خلاق تر خواهید بود.

    لطفا جهت انجام فرآیند خرید وارد لینک فروشگاه شوید

  • فلسفه به انسان كمك مي‌كند تا به اوج كمال نايل آيد و به سعادت كه از طريق نيل به عالم معقولات حاصل مي‌شود، دست بيابد. پس فلسفه نه فقط از لحاظ فوايد آن مورد توجه است بلكه في‌نفسه نيز مطلوب است و از آن نمي‌توان صرف‌نظر كرد.

    ارسطو، فيلسوف مشهور يوناني
    فلسفه ناشي از بي‌عقلي و عدم رشد آگاهي انسان است و اگر بشر به حدي از رشد و آگاهي رسيد، نياز به فلسفه ندارد.

    اگوست كنت، دانشمند، فيلسوف و رياضيدان مشهور فرانسوي

    دوعبارت فوق نشانگر دو ديدگاه متفاوت درباره فلسفه است كه در طي قرون متمادي وجود داشته و گاه يكي بر ديگري چيره شده است؛ يعني هميشه در طول تاريخ عده‌اي از متفكران، فلسفه را دوست داشتن خردمندي و فيلسوف را دوستـدار خردمندي معرفي كرده و عده‌اي ديگر فلسفه را هنر لفاظي و بازي كردن با واژه‌ها دانسته‌اند.راستي، فلسفه چيست و چه حيطه‌اي را در برمي‌گيرد كه چنين ديدگاه‌هاي متفاوتي درباره آن وجود دارد؟براي تعريف فلسفه بهتر است كه تفاوت آن را با ساير علوم توضيح داد چرا كه ساير علوم هر يك به بخشي از موجودات عالم هستي مي‌پردازند و آنها را مورد مطالعه و بررسي قرار مي‌دهند. براي مثال يك گياه‌شناس از بين همه موجودات هستي فقط گياه را گزينش كرده و درباره آن سخن مي‌گويد يا يك ستاره‌شناس تنها اجرام آسماني را مطالعه مي‌كند، اما فلسفه درباره يك موجود گزينش شده سخن نمي‌گويد. بلكه همه امور را در عالم هستي مورد بررسي قرار داده و با تمام موجودات سر و كار دارد. مثلاً‌ در فلسفه از خدا گرفته تا انسان، از عالم طبيعت گرفته تا ماوراء طبيعت و از روح انسان و موجودات غيرمادي گرفته تا اجسام، مورد بحث و گفتگو قرار مي‌گيرد. تفاوت دوم فلسفه با ساير علوم در اين است كه در فلسفه مسائلي عام و كلي كه درباره هرموجودي قابل طرح است، مورد مطالعه و تحقيق قرار مي‌گيرد. براي مثال اين سؤال كه يك موجود مادي است يا غيرمادي، درباره هر موجودي از خدا گرفته تا يك تكه سنگ قابل طرح است. اين دو فرق اساسي فلسفه با ساير علوم باعث شده كه اين علم بتواند به سؤالاتي پاسخ دهد كه پاسخش بر عهده هيچكدام از علوم خاص به خصوص علوم تجربي نيست و در واقع وظيفه اين علوم پاسخ به اين گونه سؤال‌ها نيست.

    در حالي كه اين‌گونه سؤال‌ها براي انسان كنجكاو مطرح است و نمي‌توان به انسان دستور داد كه درباره اين مسائل فكر نكند. بلكه دانش خاصي لازم است كه عهده‌دار و پاسخگوي سؤال‌هايي درباره هستي، موجودات و حقيقت انسان باشد و فلسفه همين دانش خاص است. رشته‌ فلسفه‌ نيز يك‌ رشته‌ آموزشي‌ است‌ كه‌ كليه‌ پرسش‌هاي‌ بنيادي‌ انسان‌ را نسبت‌ به‌ مسائل‌ وجود، هستي‌، جهان‌ پيرامون‌ انسان‌ و حقيقت‌ انسان‌ بررسي‌ مي‌كند. پرسش‌هايي‌ كه‌ زماني‌ به‌ ارزش‌هاي‌ ديني‌ و معنوي‌ برمي‌گردد كه‌ همان‌ فلسفه‌ ديني‌ است‌ و زماني‌ مربوط‌ به‌ ارزش‌هاي‌ اخلاقي‌ و مباني‌ ارزش‌هاي‌ اخلاقي‌ است‌ كه‌ به‌ عنوان‌ فلسفه‌ اخلاق‌ آن‌ را مي‌شناسيم‌ و گاه‌ مباني‌ نظام‌ حكومتي‌ را در برمي‌گيرد كه‌ همان‌ فلسفه‌ سياسي‌ است‌ و گاهي‌ نيز شامل‌ مباني‌ هنر و زيباشناسي‌ و موضوعاتي‌ از اين‌ دست‌ مي‌شود. البته‌ در دوره‌ كارشناسي‌ رشته‌ فلسفه‌، دانشجويان‌ بيشتر شناخت‌ مفصلي‌ درباره‌ تاريخ‌ فلسفه‌ غرب‌ به‌ دست‌ مي‌آورند؛ يعني‌ سير تاريخي‌ فلسفه‌ را از فلسفه‌ يونان‌ تا زمان‌ حاضر و تا حدودي‌ نيز سير تاريخي‌ فلسفه‌ اسلامي‌ را مطالعه‌ و بررسي‌ مي‌كنند.گفتني است كه در كشور ما فلسفه اسلامي و فلسفه غرب به عنوان دو گرايش تحصيلي متفاوت ارائه شده است؛ يعني رشته فلسفه در معناي عام آن به فلسفه غرب مي‌پردازد و رشته الهيات گرايش فلسفه اسلامي، فلسفه و حكمت اسلامي را مورد بررسي قرار مي‌دهد. سيستم آموزشي نيز دراين دو رشته تا حدودي تفاوت دارد؛ چون سيستم آموزش فلسفه غرب در كشور ما بيشتر براساس سير تاريخي است اما سيستم آموزش فلسفه اسلامي براساس مكاتب فلسفي مثل فلسفه مشّاء، اشراق يا ملاصدرا مي‌باشد. هر چند كه دانشجويان هر يك از اين دو رشته مطالعات محدودي نيز در زمينه فلسفه ديگر دارند؛ يعني دانشجويان فلسفه غرب واحدهايي را در زمينه فلسفه اسلامي و دانشجويان فلسفه اسلامي واحدهايي را در زمينه فلسفه غرب مي‌گذرانند.


    توانايي‌هاي‌ لازم‌ :
    يكي‌ از راه‌هاي‌ موفقيت‌ در فلسفه‌، آشنايي‌ اوليه‌ با رياضيات‌ و مباحث‌ رياضي‌ است‌. در واقع رياضيات‌ پلي‌ مناسب‌ براي‌ رفتن‌ به‌ طرف‌ فلسفه‌ است. علاقه‌مندي‌ به‌ فلسفه‌ نيز يكي‌ ديگر از عوامل‌ موفقيت‌ در اين‌ رشته‌ است‌. آشنايي‌ كامل‌ به زبان‌ انگليسي‌ براي‌ دانشجويان‌ فلسفه‌ غرب‌ و آشنايي‌ به زبان‌ عربي‌ براي‌ دانشجويان‌ فلسفه‌ اسلامي‌ ضروري‌ است.


    موقعيت‌ شغلي‌ در ايران :
    رشته‌ فلسفه‌ اهميت‌ بنيادي‌ در ارتقاء سطح‌ فكري‌ جامعه‌ دارد چرا كه‌ هرجامعه‌ نيازمند افرادي‌ است‌ كه‌ اهل‌ تفكر و نقادي‌ باشند و مسائل‌ فرهنگي‌ را فهميده‌ و مباني‌ فرهنگي‌ را تشخیص دهند و رشته‌ فلسفه‌ وظيفه‌ پرورش‌ چنين‌ متفكراني‌ را برعهده‌ دارد. اما متأسفانه‌ اين‌ رشته‌ با همه‌ اهميتش‌ در جامعه‌ ما بسيار مظلوم‌ واقع‌ شده‌ و مورد بي‌توجهي‌ و بي‌مهري‌ دست‌اندركاران‌ نظام‌ قرار گرفته‌ است‌ تا جايي‌ كه‌ فارغ‌التحصيلان‌ آن‌ حتي‌ موفق‌ به‌ استخدام‌ در آموزش‌ و پرورش‌ ـ كه‌ متعارف‌ترين‌ زمينه‌ كاري‌ براي‌ يك‌ ليسانس‌ فلسفه‌ است‌ ـ نمي‌شوند. فارغ‌التحصيل‌ فلسفه‌ از نظر شغلي‌ يا بايد به‌ عنوان‌ استاد و معلم‌ فلسفه‌ به‌ تدريس‌ فلسفه‌ بپردازد يا در مراكز پژوهشي‌ مثل‌ دايره المعارف‌ها و پژوهشگاه‌ علوم‌انساني‌ فعاليت‌ كند كه‌ البته‌ در چنين‌ مراكزي‌ بيشتر فارغ‌التحصيلان‌ فوق‌ليسانس‌ و دكتراي‌ فلسفه‌ فعاليت‌ دارند و يك‌ ليسانس‌ فلسفه‌ در صورتي‌ كه‌ فعال‌ و علاقه‌مند باشد، مي‌تواند به‌ عنوان‌ دستيار پژوهشگر در بعضي‌ از اين‌ مراكز مشغول‌ به‌ كار گردد.

    درس‌هاي‌ اين‌ رشته‌ در طول‌ تحصيل :

    • دروس‌ اصلي‌ و تخصصي‌:

    منطق‌ قديم‌، منطق‌ جديد، منتخب‌ متون‌ كلامي‌ و فلسفي‌، تاريخ‌فلسفه‌اسلامي‌، علم‌ كلام‌، فلسفه‌ اسلامي‌، فلسفه‌ اخلاق‌ در تفكر غربي‌، اخلاق‌ در تفكر اسلامي‌، عرفان‌ نظري‌، تاريخ‌ فلسفه‌ يونان‌، تاريخ‌ فلسفه‌ قرون‌ وسطي‌ تا رنسانس‌، تاريخ‌ فلسفه‌ از بيكن تا هيوم‌، تاريخ‌ فلسفه‌ از كانت تا نيمه‌ دوم‌ قرن‌ نوزدهم‌، تاريخ‌ فلسفه‌ جديد و معاصر، فلسفه‌ معاصر و مكاتب‌ جديد قرن‌ بيستم‌، متون‌ فلسفي‌ به‌ زبان‌ خارجي‌، متون‌ فلسفي‌ به‌ زبان‌ عربي‌ ، متافيزيك‌ در غرب‌، فلسفه‌ علوم‌.

    دانشگاه های پذیرنده : اصفهان ، بین المللی امام خمینی (ره)- قزوین ، تهران ، علمه طباطبایی – تهران ، شهید بهشتی - تهران ، مذاهب اسلامی ، تبریز ، مفید – قم ، تربیت معلم تهران ، پردیس قم ( وابسته به دانشگاه تهران ).

    مقاطع تحصیلی : کارشناسی
    دوره ها : روزانه ، شبانه
    دانشگاه : دولتی ، غیر انتفاعی
    گرایشها :